تبليغاتX
برکه ی مهتاب
غزل یا غزل؟؟؟؟؟ مسئله اصلا این نیست....

سلام دوستان خوبم

با چند رباعی آمده ام که امیدوارم خوشتون بیاد...

بزرگی( که نامش نادر ابراهیمی بوده) میگوید:

از عشق سخن باید گفت، همیشه از عشق سخن باید گفت، 

حتی اگر عاشق نیستی از عشق سخن بگو...

حتی انکه عاشق نیست، باید از عشق بگوید..

چه برسد به این دل ما که.......

بگذریم....

 

 

در همهمه ی بازی این چرخ کبود

در کشمکش جهان پر آتش و دود

دل، دلخوش این است که گهگاه توان

اشکی بفشاند و چار خطّی بسرود...

*** 

اِنقدر مگو که "عشق پوچ است و سراب"

یا اینکه "دو روز زندگی را دریاب"

بانو، دل ما آنچه نمی داند چیست

قدر سر سوزنی حساب است و کتاب....

***

گفتی که "دلم پیش شما هست،،، ولی!!!"

"از عشق نخواهم که کشم دست،،، ولی!!!"

نفرین به جهان که یار هر ناکس شد

یک لحظه به کام من سرمست،،،ولی!!!...

***

ماندم من و این کوه ندامت، ای دوست!

افسوس و غم و اشک و ملامت، ای دوست!

آتش زدی آن لحظه که گفتی آرام:

"دیدارِ دگر...روز قیامت...ای دوست..." 

 

شاد و در پناه حق بمانید..

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 23:44  توسط مهدی معارف  |